» ساحل شمال: 02/15/2004 - 02/22/2004


فراخوان به اعتراض عليه تصميم دولت هلنددراخراج اميرفرشادابراهيمى به ايران
IRAN SOS Komitee
iran_sos@hotmail.com
iran_sos@yahoo.de
komiteh_nejat@hotmail.com
iran_sos_belgium@hotmail.com
Iran SOS Komitee Amerlinghaus Stiftgasse Nr. 8 1070 Wien ֳterreich
فراخوان
هموطنان آزاده نيروه هاى مبارز ، مترقى و انقلابى !
بر اساس اخبار دريافتى از هلند ، دولت اين كشور در نظر دارد كه يكى از فعالين سياسى شناخته شده به نام آقاى امير ابراهيمى متولد 07.اكتبر.1957 را كه باتفاق همسر و فرزند خردسالش كه در هلند متولد گرديده را بر اساس راى صادره از سوى دادگسترى هلند به ايران عودت نمايند.
آقاى ابراهيمى از فعالين شناخته شده حقوق بشر و از مخالفين تماميت رژيم جمهورى اسلامى ايران بوده وهست و به دليل مخالفتهايش برعليه فاشيسم مذهبى حاكم بر ايران و همكارى درازمدت با نيروهاى انقلابى از سوى اين رژيم تحت تعقيب ميباشد.
استرداد امير ابراهيمى ميتواند وى را برابر قوانين مجازات اسلامى بعنوان محارب در خطر تعقيب ، دستگيري، شكنجه، قطع اعضاى بدن، مصلوب نمودن واعدام از سوى جمهورى اسلامى ايران قرار دهد. لذا ما تمامى هموظنان آزاده و سازمانهاى سياسى مخالف تماميت رژيم جمهورى اسلامى ايران را به اعتراض بر عليه حكم بازگرداندن امير ابراهيمي، همسر و فرزندش به ايران تحت حاكميت ملايان تروريست فرا ميخوانيم و تقاضا ميكنيم كه با ارسال فاكس، ايميل و ارسال نامه اعتراضى براى وزير دادگسترى هلند و وكيل امير ابراهيمى تقاضاى ابطال حكم اخراج وى وخانواده اش از هلند و بررسى مجدد پرونده پناهندگى وى را نمايند.

مشخصات امير و شماره پرونده او به قرار زير است
URGENT

About Mr. Amir Ebrahimi /a250siel , 40
Mr. Amir Ebrahimi , born on 7 October 1957, in IRAN

نام و شماره فاكس وكيل او چنين است
Mr. Rombout Hijma

Fax 0031-30-2331150

در صورتى كه فوروم خاصى خودتان در نظر نداريد اين فوروم به زبان انگليسى مى توانيد استفاده كنيد.
Date:??.
From: ??(your name and adres and your number telefon or fax?..)

To: Mr. Rombout Hijma / Fax 31-30-2331150

URGENT
About Mr. Amir Ebrahimi /a250siel , 40

To: Dutch State Secretary of Ministry of Justise

Dear Sir/ Dame
Hereby I am sending to you the following information about Mr. Amir Ebrahimi , born on 7 October 1957, in IRAN
He has been a political activities in Iran. .He began his anti-regime political activities since 1978. He did propaganda activities and gathered the information regarding the violation of human rights in Iran and sent them to for our organization .
I am very sorry for the negative decision of the Dutch State Secretary of Justice about Amir Ebrahimi.
- I request a serious investigation and acceptance of Mr. Amir Ebrahimi request for asylum because Amir Ebrahimi ?s political activities is known to Iranian regime and he will be tortured if he would be sent back to Iran.
If you need any more information, please do not hesitate to contact me.
Yours Sincerely
ايران SOS كميته نجات
21.02.2004


باسلر زایتونگ : تنها 40%درصد در انتخابات شرکت کرده اند
روزنامه آلمانی زبان " باسلر زایتونگ آن لاین " به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس می نویسد که براساس حدس و گمانهای مقامات وزارت کشور,تنها 40% از واجدین شرایط در انتخابات روز گذشته شرکت کرده اند .این ارقام روز شنبه از سوی این وزارتخانه اعلام شده است .این نتیجه پس از شمارش آرای بیش از نیمی از مناطقی که در آنها رای گیری صورت گرفته است , اعلام شد .این درصد به طور آشکار بسیار کمتر از تعدادشرکت کنندگان در انتخابات قبلی است . در انتخابات دوره قبل , یعنی چهار سال قبل, 67.2% از مردم در انتخابات شرکت کرده بودند. فراخوان دهندگان به تحریم رقمی کمتر از این را پیش بینی می نمودند .با این وجود هم اکنون نیز با اعلام نتیجه 40%ی
از سوی وزارت کشور خرسندند و آن را تائیدی بر نظرات خود می دانند.این همه در حالی است که جناح محافظه کار قبل از این درصد رای دهندگان را حتی بسیار بیشتر از انتخابات مجلس ششم ارزیابی کرده بود........


نوع جديد كرم اينترنتي
Bagle
Bagle B با نام

كارشناسان امنيت اينترنتي اعلام كردند كه نوع جديد كرم اينترنتي
Bagle
Bagle B با نام به سرعت از طريق پست الكترونيك در سراسر جهان منتشر شده است.

به گزارش بخش خبر سايت اخبار فن آوري اطلاعات ايران، به نقل از خبرگزاري فرانسه‌، اين كرم براي اولين بار از طريق
SPAM وارد سيستم و پس از آن با سرعت درون شبكه پخش شده است.

كرم مزبور براي نخستين بار در آلمان مشاهده شد و پس از آن به سرعت شبكه‌هاي ايتاليا، هلند و انگليس راه يافت.

جزييات فعاليت اين كرم جديد هنوز در حد محدودي در دست كارشناسان است؛‌ اما احتمال مي‌رود نقش ايجاد مسير نفوذ پشتي را در سيستم‌هاي آلوده شده برعهده داشته باشد.

يك مسير نفوذ پشتي به هكرها اين امكان را مي‌دهد كه به راحتي براي اهداف مخرب خود از طريق اينترنت به رايانه‌هاي آلوده دست پيدا كنند.

كارشناسان احتمال مي‌دهند كه Baglre B نيز از سوي همان نويسندگان كرم Bagle طراحي شده باشد.

اولين گونه‌ي كرم مزبور در 18 ژانويه‌ي سال جاري مشاهده شد و احتمال مي‌رود كه با فعاليت Spammer

(طراحان هرزنامه‌ها) در ارتباط باشد.


هیچ صف انتظاری در پای صندوقهای رای دیده نمی شد
مایکل وراس ,خبرنگار آلمانی از تهران گزارش می دهد.
کسی که در ایران به پای صندوقهای رای میرود امتیازات ویژه ای در انتظارش است. با این وجود اما از صف های طولانی برای رای دادن هیچ خبری نبود.
برای فاطمه حیدری انتخابات یک وظیفه بزرگ شرعی است . برای 15همین بار شناسنامه اش مهر خورده است .دیروز هم همین خانم که مادر دو شهید جنگ عراق می باشد در حوزه رای گیری میدان نیلوفر تهران حاضر شد تا نام 30 نفر از کاندیداهها را در یک برگه آبی نوشته و در صندوق بیاندازد .به این ترتیب بسیاری از کاندیداههای مجلس از شهر 15 میلیونی تهران به مجلس راه پیدا می کنند .فاطمه می گوید :" شورای نگهبان کار خوبی کرده که اصلاح طلبان را رد صلاحیت کرد ." حالا فاطمه می تواند مطمئن باشد که پس از رای دادن امتیازات ویژه حکومتی شامل حال او می شود .پسرش می تواند بدون کنکور دانشگاهی به دانشگاه راه پیدا کند و خودش هم سه سال بعد به مکه برود .غیر از اینها وی از مایحتاج ارزان قیمت حکومتی نیز بهره می گیرد .
با وجود همه این امتیازات ویژه اما دیروز خبری از هجوم مردم برای دادن رای نبود .چهار سال خبر و در همین مکان همکاران من شاهد اوضاع دیگری بودند.آنها از صفهای طولانی خبر می دادند .مردم مجبور بودند تا یکساعت ونیم انتظار بکشند تا نوبتشان شود .دیروز اما واقعا ازاین حرفها خبری نبود .
با وجود اینکه طرفداران رزیم به پخش شیرنی و شکلات فراوانی دست زده بودند از تب وتاب انتخاباتی اثری نبود .در جنوب تهران هم که می گویند پایگاه اصلی حکومت است هم هجوم به صندوقها اساسا با انتخابات 4 سال قبل تفاوت زیادی داشت ......


منبع : روشنگری
آندره یا کلودیا هوف مان ,خبرنگار آلمانی از تهران گزارش می دهد :حوزه های رای خالی از حضور مردم است
تحریم انتخابات و بی تفاوتی بی سابقه نسبت به آن از یکسو و رفتن به پای صندوقهای رای گیری و آنهم بعنوان یک وظیفه از سوی دیگر, ایرانیان را به دو اردو تقسیم کرده است. پس از رد صلاحیتهای اکثریت کاندیداههای اصلاح طلب توسط شورای نگهبان به نظر می رسد که نتیجه انتخابات از هم اکنون روشن است . اکنون مسئله اینست که درصدی که در انتخابات شرکت کرده اند , به چه میزان است . بسیاری از احزاب اصلاح طلب و روشنفکران مردم را به تحریم انتخابات فراخوانده بودند , چرا که جبهه اصلاح طلبان دیگر بخودی خود شانسی نداشته است .
از نظر تلویزیون رسمی ایران و گوینده آن مسئله کاملا روشن است " میلیونها نفر در انتخابات امروز شرکت کرده اند تا به دنیای خارج نشان دهند که هنوز به انقلاب وفادارند ." از طریق این تلویزیون تصاویری از صف های طولانی مردم که در حال دادن رای هستند , پخش می شود .
حضور مردم اما بسیار کم رنگ است .
امروز آنچه که در تهران واقعیت داشت چیز دیگری بود .از چنین حضوری مطلقا خبری نبود .هر چند که خیابانها , رستورانها و پارکها پر از مردم بود, در مکانهای رای گیری اما سکوت قبرستان حاکم بود .تنها آنانی که امروز و فقط برای رای دادن کفش و کلا کرده و به پای صندوقها رفتند ,نیروهای انتظامی بودند. چرا که مسئولیت حفظ صندوقها را بر عهده آنها گذاشته بودند .
نیروی انتظامی تنها از صندوقها محافظت نمی کنند , بلکه موظفند از جان همان عده قلیلی هم که به پای صندوقها می روند نیز محافظت به عمل آورند . چرا که فعالین سیاسی از رفتن این عده به سوی حوزه های رای گیری ممانعت کرده اند تا متقاعدشان کنند که انتخابات را تحریم کنند .بدین لحاظ مامورین برای جلوگیری از بروز چنین بحث هائی مجبور به دخالت بوده اند .
فراخوان بایکوت
از چندین روز قبل اپوزیسیون مخالف رژیم به پخش اعلامیه های گسترده ائی دست زده و روی اتومبیلهای پارک شده کنار خیابان این اعلامیه ها را چسبانده بودند .در صبح روز انتخابات حتی بروی زنگهای در خانه ها هم اعلامیه هائی در تشویق مردم به تحریم انتخابات دیده می شد .یک هوادار سابق خاتمی در این رابطه می گوید :" برای من این تصمیم که در انتخابات مجلس شرکت نکرده واز این ابزار و عناصر دموکراسی استفاده نکنم واقعا سخت بود , چرا که من معتقد به جمهوری اسلامی هستم .اما جداٌ که این انتخابات یک نمایش مسخره است ."
مسئولین انتخاباتی مگس می پرانند
چهار سال قبل مردم تا پاسی از شب در صفهای طویل رای گیری بودند تا کاندیداههای هوادار خاتمی را انتخاب کنند .زمان انتخابات در چندین نوبت تمدید می شد , در انتخابات امروز هم همینکار را کرده اند , اما در واقعیت امر اصلا نیازی برای این کار در انتخابات امروز نیست . در منطقه ثروتمند نشین شمال تهران که بطور سنتی لیبرالها را شامل می شود , وضع خود بخود روشن است , در مناطق جنوبی این شهر که رزیم پایگاه مذهبی شدیدی دارد امروز مسئولین انتخابات در ساعات آخر رای گیری تسبیح می چرخاندند .
منبع : http://www.mdr.de/nachrichten/welt/1222983.html



گزارش اولیه خبرگزاری آلمان از انتخابات امروز
پس از هفته ها نزاع بر سر رد صلاحیت ها ی کاندیداهای نمایندگی مجلس , امروز جمعه , مجلس جدیدی در ایران انتخاب شد .انتخابات امروز با حملات شدید محافظه کاران و به خصوص از سوی احمد جنتی , دبیر شورای نگهبان همراه بوده است .وی که در نماز جمعه امروز تهران حضور داشت ,گفت :" انداختن هر رای به صندوقها گلوله ائی ست بر قلب جورج بوش رئیس جمهور آمریکا ."
اینکه فراخوان دانشجویان و اصلاح طلبان به تحریم انتخابات میسر شده باشد در حال حاضر نمی توان بطور قطع ابراز نظرکرد . بنا به اخبار منتشره از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی مردم حضور پرشوری داشته اند .همین تلویزیون حتی از تمام شدن برگه های رای خبر داده و در خواست برگه های جدید کرده است .ناظرین بی طرف اما تا بعد از ظهر امروز حضورمردم جنوب شهر تهران را بیشتر از مناطق شمالی پایتخت توصیف کرده اند .مقامات دولتی گفته اند که تصور اینکه این بار نیز به مانند انتخابات های گذشته درصد شرکت مردم در انتخابات به مرز 60% برسد به هیچ عنوان قابل تصور نیست


عبدلقدیر خان , پدر بمب اتمی پاکستان , تجهیزات سنتریفیوژ را به قیمت 3 میلیون دلار, به ایران فروخته است
پلیس مالزی اعتراف کرد که عبدلقدیر خان , پدر بمب اتمی پاکستان , در سالهای 90 تجهیزات سنتریفیوژرا , که از آن برای غنی سازی اورانیوم استفاده می شود , به ایران فروخته است . بنا بر همین خبر گویا کشور لیبی نیز توسط همین دانشمند اتمی به اورانیوم غنی شده مجهز می باشد . منبع اصلی افشای این خبر فردی است به نام بوهاری سید ابو طاهر که هم اکنون در کوالالامپور , پایتخت مالزی ,به جرم همکاری در فعالیتهای عبدالقدیر خان تحت بازجوئی قرا دارد .
طاهر اعتراف کرده است که در سال 95 خان ازوی خواسته است تا 2 کانتنر حاوی تجهیزات سنتریفیوزرا به ایران ارسال دارد. این محموله ها انگاه از راه دوبی و با یک کشتی ایرانی به ایران منتقل گردیده است .
عبدلقدیر خان همان کسی است که اوادل فوریه همین سال ئر یک برنامه تلویزیونی مسئولیت همه فعالیتهای خود در زمینه فروش تکنولوژی اتمی به خارج از پاکستان در دهه 80 و 90 میلادی را بر عهده گرفت و پس از عذرخواهی علنی از سوی مشرف بخشوده شد.


گزارش محمدی خبرنگار مستقل از اولين ساعات حوزه های انتحاباتی در تهران


دیپلماتهای غربی درایران مسائل امنیتی را خیلی مهمتر از درخواست دموکراسی برای ایران می دانند
دیپلماتهای غربی به انتخابات در ایران با بی تفاوتی می نگرند و می گویند که خاتمی دیگر مهم نیست .
تلویزیون زد - د - اف آلمان در گزارشی از انتخابات در ایران به عنوان نمایش یاد کرده و از قول یکی از دیپلماتهای سطح بالای اروپائی می افزاید : هر چند اوضاع بشدت بحرانی و خطرناک است , اما اگر واقع گرا یانه به اوضاع نگاه کنیم باید بگوئیم که فعالیتمان پس از انتخابات خیلی آسانتر و بهتر به پیش خواهد رفت ." این شبکه تلویزیونی مهم و مطرح در عرصه وسائل ارتباط جمعی آلمان آنگاه در یک بررسی " واقع گرایانه " دیگرواز قول همین دیپلمات اضافه می کند که تا کنون و معمولا طرف مذاکرات آنان محافظه کاران نبوده اند .هر چندکه همه ابزار قدرت از قوه قضائیه گرفته تا دستگاههای امنیتی ومسائل دفاعی تا پست های مهم اقتصادی در دست آنان است . مذاکرات تاکنونی با اصلاح طلبان نتیجه اش چیزی نبوده است مگر اینکه صورت جلسات در بایگانی قرا رگیرد .
وی گفت :" مقامات رسمی علنا به ما فهمانده اند که شما می توانید دستهای آقای خاتمی را بفشارید اما اگربخواهید نتیجه عملی کارتان را ببینید آنگاه باید به محافظه کاران روی آورید .
یک دیپلمات دیگرکه در تهران بسر می برد, گفته است : هنگامی که ما در پائیز گذشته مذاکرات مربوط به سیاست اتمی ایران را دنبال می کردیم , طرف اصلی مذاکراتمان حسن روحانی بود که یکی از معتمدین اصلی خامنه ای می باشد .بنابراین خاتمی و مجلس خاتمی دیگر مهم نیستند چرا که ما در هر موردی , از مسئله اتمی,رابطه ایران با آمریکا گرفته تا موضوع القائده , با این آدم طرفیم . تلویزیون آلمانی زد - د - اف آنگاه از قول دیپلماتهای دیگر می افزاید :" سر مسائل اصلی و بطور خیلی رسمی ما با کسانی روبروئیم که قدرت اصلی را در دست دارند . مثلا اگرما بخواهیم روی مسائل مشخص, از جمله موضوعاتی مانند مسائل امنیتی با کسی مذاکره کنیم, جز با محافظه کاران هیچ کس را نداریم .
یک دیپلمات در این رابطه می گوید :" مسائل امنیتی خیلی مهمتر از درخواست دموکراسی است . متاسفم که این را می گویم, اما واقعیت اینست .محافظه کاران این را میدانند که ما غربی ها ادامه دیالوگ با ایران را در هر شرایطی ادامه خواهیم داد . حال چه مجلس توسط مردم انتخاب شده باشد یا نه ."


سر تیتر برخی از روزنامه های آلمان در باره " انتخابات " اول اسفند
اکثریت قریب به اتفاق روزنامه ها , هفته نامه ها و سایتهای انترنتی آلمان , اخبار و مقالاتی در باره انتخابات مجلس که فردا برگذار می شود به چاپ رسانده اند. این روزنامه ها در یک مورد اتفاق نظر کامل دارند و آن اینکه این انتخابات در ایران مضحکه ائی بیش نیست .

در اینجا عنوانهائی که این روزنامه ها در این ارتباط انتخاب کرده اند را با هم مرور می کنیم .

یونگه ولت : آیا اصلاح طلبان آلترناتیوی را ارائه می دهند ؟

هفته نامه اشترن از قول مردم تهران " ما به احتمال زیاد در روز انتخابات به شمال کشور می رویم .

روزنامه اخبار: " بدینوسیله اصلاح طلبی در ایران به پایان می رسد .

رادیو صدای آلمان :" اصلاح طلبان در ایران در خطر قرار دارند .

سر مقاله فاینشال تایمز دویچ لاند :" آرامش قبل از طوفان "

تیرولر تاگس زایتونگ :" آمریکا از برگزاری انتخابات سالم در ایران تردید جدی دارد ."

تلویزیون ام - د - ار:" جوانان در روز انتخابات در خانه می مانند ."

جونگل ولت :" در ایران همه راهها امتحان شده است ."


هجوم نیروهای رژیم به سایت نظرسنجی وزارت کشور وشرکت در این نظرسنجی منجر به بالا رفتن بی سابقه تعداد کسانی شده است که مدعی اند در انتخابات فردا اول اسفند شرکت خواهند کرد.بنابر آمار ارائه شده از سوی این سایت تا ظهر امروز در صد آرای موافق به شرکت در انتخابات از 7.5% فراتر نمی رفت .در حالیکه این رقم در عرض چند ساعت بعد به حدود 21% افزایش یافته است .
شما هم با مراجعه به این سایت و با گفتن یک نه بزرگ در ستون "نه در انتخابات شرکت نمی کنم " رژیم را درپیش برد این ترفند جدید ناکام گذارید .







افسانه نوروزی در یک قدمی چوبه دار.برای آزادی افسانه از هیچ کوششی دریغ نکنیم.





کشف دوباره تجهیزاتی برای غنی سازی اورانیوم در ایران
خبرگزاری رویتر آلمان به نقل از منابع دیپلماتیک که در ایران بسر می برند گزارش داد که ماموران آژانس بین المللی در حین بازرسی های غیرمنتظره خود موفق به کشف وسائل وتجهیزاتی شده اند که می توان از آنها در غنی سازی اورانیوم بهره برداری نمود .این خبر در حالی درز پیدا می کند که یکهفته از کشف طرح های ایران ,معروف به سنتریفیوژ, می گذرد . آزانس بین المللی تا کنون در این باره سکوت کرده و هیچ گونه بیانیه رسمی صادر نکرده است .
کارشناسان تسلیحاتی معتقدند که ایران علاوه بر کارخانه اتمی نطنز , کارخانه های مخفی دیگری نیز برای غنی سازی اورانیوم دارد .


ژاپن و ایران قرارداد نفتی امضاء کردند.
به گزارش خبرگزاریهای جهان , ایران و ژاپن سرانجام پس از دو سال رایزنی و مذاکر ات انجام شده در مورد انعقاد یک قرار داد نفتی بزرگ , روز پنج شنبه 19 فوریه , در انجام آن به توافق کامل رسیده و این قراد داد منعقد شده است .بر این اساس حقوق کامل توسعه و بهره برداری از میدان نفتی آزادگان به کنسرسیوم نفتی ژاپن واگذار شده است .لازم به ذکر است که این میدان 26 میلیارد بشکه ذخیره نفتی دارد و در حال حاضر یکی بزرگترین میدانهای نفتی جهان وآسیای میانه است .
آمریکا از انعقاد این قرار داد بشدت نگران می باشد , چرا که براین باور است که ایران از در آمد حاصل از آن که بالغ بر بر دو میلیارد دلار خواهد بود برای انجام و پیاده کردن برنامه های اتمی خود بهره جوئی نماید .از سوی دیگر ژاپن این نگرانی آمریکا را بی مورد خوانده و می گوید این قرارداد نفتی به هیچ عنوان تائید برنامه های اتمی ایران نخواهد بود .



دیروز غم بم و امروز غم نیشابور



صفحه نظر سنجی وزارت کشور جمهوری اسلامی مجددا راه اندازی شد .نمونه آخرین نظرسنجی در زیر می آید . شما هم با مراجعه به این سایت و دادن یک رای گنده در ردیف نه , رژیم را هر چه رسواتر کنید
فرم نظرسنجی
با تشکر از شما ، نظر شما درج گرديد

با توجه به اینکه 2 روز به انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی باقی مانده آیا در انتخابات شرکت می کنید؟

بله حتما"شرکت میکنم
احتمالا " شرکت می کنم
احتمالا " شرکت نمی کنم
نه شرکت نمی کنم
نظری ندارم



نتايج نظر سنجی تا کنون


تعداد نظرات : 3088
بله حتما"شرکت میکنم 20.76%
احتمالا " شرکت می کنم 1.17%
احتمالا " شرکت نمی کنم 1.1%
نه شرکت نمی کنم 75.71%
نظری ندارم 1.26%


اعدام دو تن در بندرگز
روزنامه آلمانی" تیرولر تاگس زایتونگ"از اعدام دوتن در ایران خبر داد. این روزنامه به نقل از روزنامه دولتی جمهوری اسلامی" ایران" نوشت دو نفر متهم به سرقت یک طلا فروشی و به قتل رساندن صاحب آن , از سوی دادگاهی در بندرگز, یکی از شهرهای جنوبی ایران ,به اعدام محکوم شده واین حکم با به دار آویختن آنها در ملاء عام به اجرا در آمد
این خبر درشماره امروز,چهارشنبه , روزنامه ایران درج شده است .



طنین سرخ زمزمه شاملو (بامداد)هرگز سرود واپسین نبود



اصلاح طلبان نگران سرکوبهای پس از انتخابات هستند
"روزنامه آلمانی " تاگس بلات" در تحلیل روز سه شنبه , 17 فوریه ,خود از اوضاع ایران در آستانه انتخابات مجلس هفتم ,بااشاره به اعلام انصراف بیش از 500 کاندیدای نمایندگی مجلس و رد صلاحیت بیش از 2000 کاندیدای نمایندگی توسط شورای نگهبان , پیروزی محافظه کاران در این انتخابات را حتمی دانسته و می نویسد :" سوال اساسی اما اینست که چه مقدار از رای دهندگان واجد شرائط به پای صندوقهای رای خواهند رفت .
آیا رقم 30% درست است؟"
این روزنامه آنگاه در یک مقایسه آماری از دو منبع مختلف , آخرین وضعیت را اینچنین توصیف می کند :" در حالی که وزارت کشور درصد شرکت مردم در انتخابات را تقریبا 30% برآورد کرده است , ناظران اروپا ئی حاضر در ایران این رقم را درست ندانسته و آن را اغراق آمیز می دانند .به عقیده این ناظران در تهران و دیگر شهرهای بزرگ کشور احتمالا تنها 10% از واجدین شرائط رای به پای صندوقها خواهند رفت .همین ناظران اما معتقدند که در شهرهای کوچکتر و روستاها مردم به پای صندوقها خواهند رفت چرا که هیچ کس نمی خواهد رابطه اش با روحانیون محلی تیره وتار گردد."
تاگس بلات آنگاه از نگرانی شدید اصلاح طلبان یاد کرده و از قول فاطمه حقیقت جو یاد آور می گردد که " پس از انتخابات می خواهند مرا به زندان اوین پرتاب کنند ".فاطمه حقیت جو همان کسی که در تابستان 2001 به خاطر تشویش اذهان عمومی وتوهین به شورای نگهبا,ن به 20 ماه زندان محکوم شده است ولی بدلیل حاملگی خود مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود نبوده است .بعقیده تاگس بلات اکنون از نظر قوه قضائیه ایران " جنایات دیگری نیز صورت گرفته است " از جمله استعفاء از نمایندگی مجلس وفراخواندن مردم به تحریم انتخابات که می تواند به خیانت تعبیر گردد.
این مقاله با درج نقل قولی از حسین شریعتمداری , مدیر مسئول کیهان, در شماره جمعه این روزنامه , که گفته بود فاطمه حقیت جو و 87 نماینده دیگر مجلس باید جرم ارتداد محکوم گردند ,پایان می یابد


سی و هفت زمستان مرگ
خسروباقرپور
روز چهارشنبه ۲۶ بهمن ماه ۱۳۴۵ بود، هوا سرد بود و گرفته، نزديک ظهر بود. آمبولانس که ايستاد «احمدشاملو» و «مهدی اخوان ثالث» تابوت را بيرون کشيدند، طاقهی شالترمهی روی تابوت بوی کافور میداد. «هوشنگ ابتهاج» و «سيروس طاهباز» کمک کردند و کمر تابوت را گرفتند، حالا تابوت ديگر ازآمبولانس بيرون بود. «سياوش کسرايی» و «غلامحسين ساعدی» جلو آمدند و همگی با هم تابوت را بلند کردند، «ابراهيم گلستان» در حالی که بیصدا میگريست، شانه اش را به زير تابوت کشاند، عدهای ديگر هم که آمده بودند شانه به زير تابوت دادند. ساکت و صامت از ميان گورها گذشتند و تابوت را گذاشتند روی سنگ قبر تازهای که کنارش تودهای خاک، حاصل از کندن گوری تازه، ريخته شده بود.

شال را از روی تابوت يکی برداشت و با دقت تا کرد. گورکن که انگار دير متوجه رسيدن آمبولانس شده بود دوان دوان رسيد، سلامی کرد و بيلش را که در تودهی خاک ها فرو کرده بود بيرون کشيد و زمين گذاشت. زنان سياهپوشی که گويا کمی دير تر از آمبولانس رسيده بودند، با عجله خود را به جمع سوگوار رساندند. گورکن کنار گور رفت، دستانش را به لبهی گور گذاشت و با چالاکی به داخل آن پريد. چند تا از مردها تابوت را به کنار گور تازه آوردند و زمين گذاشتند، يکی از آنها درب تابوت را برداشت، چند تايی از مردها مردهی کفن پيچ را از درون تابوت با احتياط تمام بلند کردند و کنار گور بردند. گورکن از درون گور زير کمر مرده راگرفت. از بيرون قبر هم مردها سر و پای مرده را گرفته بودند، حالا گورکن مرده را کف گور روی شانهی راست خوابانيده بود. زنان بلند میگريستند و ضجه میزدند. چندی بعد، مردها دست های خاکآلود خود را تکاندند و کنار کشيدند. يکی دوتا از زنها و مردها به لبهی گور رفتند، گورکن از همان پايين گرهی کفن روی سر مرده را باز کرد و روی او را گشود، فروغ فرخزاد با چهرهای آرام و سفيد چشمانش را بر هم نهاده بود. همه گريستند، زنان بلند و با هق هق، و مردان آرام تر. حالا گورکن داشت تکه سنگهايی را از کسی میگرفت و به درون گور میبرد. فروغ فرخزاد دفن شده بود و برف هم کم کم داشت می باريد. ساعتی ديگر هيچ کس در گورستان نبود و قبر فروغ زير بارش ريز و ممتد برف مدفون بود.


«شايد حقيقت آن دو دست جوان بود

آن دو دست جوان

که زير بارش يکريز برف مدفون شد

و سال ديگر، وقتی بهار

با آسمان پنجره همخوابه میشود

و در تنش فوران میکند

فواره های سبز ساقههای سبکبار

شکوفه خواهد داد ای يار، ای يگانهترين يار

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد ...



فرج سرکوهی, پس از شکست "اردوگاه واقعا موجود اصلاح طلبان"
علی یوسفی
27. بهمن 82
آقای فرج سرکوهی را کسی نیست که نشناسد . وی قربانی خشونت عریان و لجام گسیخته رژیمی است که هم اینک و در همین روزها داردبیست وپنجمین سالروز حیات خود راجشن می گیرد. آقای سرکوهی علاوه بر اینها قربانی ناعدالتی حاکمیت سیاه دیگری به نام استبداد محمد رضا شاهی نیز بوده است .
بررسی کوتاه ومختصر نظرات آقای سرکوهی در مصاحبه اش با رادیو بی بی سی با عنوان " نه شرکت و نه تحریم " و همچنین مطلبی از ایشان با عنوان " انقلابی لطیف و مخملین در ایران؟ " که در روزنامه " نویه زوریشه زایتونگ" درج شده است , خالی از فایده نیست .
ایشان به عنوان بخشی از گرایشات متنوع و گوناگون در عرصه سیاست ایران , با اعلام شکست اصلاحات و تحقق نیافتن آمال و آرزوهای مردم و بخصوص جوانان , به رویکرد و گرایش به گفتمانی در بین اکثریت مردم ایران اشاره می کند که از نگاه ایشان چیزی نیست جز تغییر قانون اساسی حاکم و ایجاد دگرگونیهای بنیادین از طریق انقلابی مخملین.
رد خشونت و حل مسئله از راه های مسالمت آمیز, که به باور ایشان رابطه ای تنگاتنگی با تجربیات تلخ ایرانیان در دورانهای گذشته دارد , شالوده باورمندی جدید آقای سرکوهی را تشکیل می دهد . ایشان در تئوریزه کردن آنچه که فکر می کند تنها راه برون رفت از وضعیت کنونی است , بشکلی هرچندپیچیده نه اما غیر قابل فهم , عمل کرده ودر مصاحبه ها و متون نوشتاری خود انعکاس می دهد. این روش توسل به همان راهکار مذمومی است که سایر " کارشناسان مسائل ایران " ,از جمله آقای بهنود , انجام می دهند. القاء نظرات از طریق عبور دادن خواننده گان خود از دالانهای پرپیچ و خم .
ماحصل نظرات آقای سرکوهی اما عبارت است از اینکه انقلاب کردن به شیوه سنتی به دورانهای سپری شده تعلق دارد. چرا که روندهای منتج از جهانی شدن که به باور ایشان دستاوردهای مثبت جهانی را یکجا با خود دارد , تحولات عمیقی در فلسفه سیاسی ایرانیان ایجاد کرده است که دوری جستن از خشونت و یا بعبارتی انقلاب از مصدایق بارز آنست . آقای سرکوهی آنگاه و پس از اینکه مطمئن شده است که ما نیز انقلاب را همان خشونت و محصول دوران جنگ سرد می دانیم, خود را بعنوان نماینده بارز گفتمان رد خشونت محق و موظف می یابد تا به توضیح انقلاب ابریشمین مورد نظر بپردازد.انقلابی که قرار است تحولاتی بنیادین در ساختارهای سیاسی جامعه ایران ایجاد کند. آقای سرکوهی که عامدانه می کوشد تاریخچه بیزاری عمومی از نظام جمهوری اسلامی و خواست مردم ایران برای جدائی دین از حکومت وسایرمطالباتش را تنها به دو سال قبل تقلیل دهد , در اثبات رویکرد مردم به انقلاب مخملین بعنوان گفتمان مقبول , می گوید:"اکنون سوال اساسی اینست که کشورهای اسلامی که بیش از صد و پنجاه سال در نزاع دائم با سنت و مدرنیسم و سلطنت و مذهب بسر می برند , چگونه می توانند به دموکراسی دست یابند ؟پاسخ به این سوال در ایران روشن است .اکثریت مردم ازحکومت اسلامی ناراضی اند." آقای سرکوهی که قصد کرده است گوی سبقت را از دیگر همکاران مطبوعاتی خود برباید و خاک در چشم اردوی آزادی , دموکراسی و برابری بپاشد , در یک چشمبندی "ماهرانه " , مبارزات دوره مشروطیت , مبارزات دوره ملی کردن نفت , قیام با شکوه بهمن و در نهایت مقاومت و ایستادگی اکثریت لگد مال شدگان جامعه ما در همین دوره نکبت بار جمهوری اسلامی را در تحلیلهای " درخشان " خود قلم می گیرد تا بتواند در میان گردو غبار به پاکردن وسخن گفتن از انقلاب در عرصه اطلاع رسانی , تمایل جوانان به انترنت و رایج شدن تمایلات ملی نسبت به فراگیری زبان انگلیسی برای خروج از انزوا و ارتباط گیری با جهان و گوش دادن به رادیو های خارج کشور , ما را متقاعد کند که از طریق این داده ها نه تنها امیدبرای ایجاد جامعه مدنی و ایجاد تغییرات سیاسی بشکلی مسالمت آمیز فراهم آمده است, بلکه گوئی شاگردان لوئی اشتراوس , نو محافظه کاران آمریکا و بخشی از کابینه آقای جورج بوش نیز با تئوری جهانی کردن شان , در این راهپیمائی با ما همراهند .آقای سرکوئی معتقد است :"جهانی شدن یعنی اقتصاد بازار آزاد , گسترش لیبرالیسم و همزمان به اجرا در آوردن قوانین بین المللی " و سپس نتیجه می گیرد :" بر این پایه حمایت از حقوق بشر, هرچند با تفاسیر گوناگون , به عنصری مهم در سیاست خارجی اتحادیه اروپا و آمریکا تبدیل شده است ." بنابراین تعریف روشن می شود که گویا ما با جهانی کردن ارزشهای فرهنگ غرب روبروئیم ونه بربریتی به نام سرمایه. کسی که بگوید:" بخشی از جناح های بانفوذ در آمریکا صدور ارزشهای غرب را بعنوان شروط اساسی جهانی شدن می دانند و دموکراتیزه کردن کشورهای اسلامی را مهمترین سلاح در مقابله با تروریزم قلمداد می کنند " در واقع چه چیزی را غیر از پوشاندن لباس مقدس براین بربریت تبلیغ می کند ؟ فرج سرکوهی , قربانی خشونت حکومت اسلامی , در توجیه تئوری انقلاب مخملین خود تا بدانجا در می غلطد که لشکرکشی ها و اشغال نظامی دیگر کشورها توسط آمریکا , یعنی خشونت آشکار , را صدور حقوق بشر آمریکائی وپیشروی دموکراسی پارلمانی قلمداد می کند. ایشان که این لشکر کشی ها را عامدانه به نهادهای بین المللی ( سازمان ملل متحد ) نسبت می دهد , می گوید که آنچه که در دوران جنگ سرد دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر تلقی می شد اکنون آنچنان گسترده از سوی نهادهای بین المللی اجرا می گردد که باید تعریف تازه ای برای حاکمیت ملی پیدا کرد.پیام آقای سرکوهی در اینجا روشن است . وی با زبان بی زبانی دارد می گوید سخن گفتن از حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت در چنین شرایطی بدور از خردگرائی و مترادف باخودکشی است. چرا که بفرض هم بخواهیم سرنوشت خود را در سنگرهای انقلابی واقعی رقم زنیم , "نهادهای بین المللی" که برای صدور ارزشهای فرهنگی و پراکندن هرچه بیشتر موازین حقوق بشر مورد نظر خود از هیچ کوششی دریغ نکرده و نمی کنند , برچنین کوششهای بدور ازعقلانیتی مهر باطل خواهند زد .
در یک کلام آقای سرکوهی در تحلیلهای مشعشعانه اش بی آنکه لحظه ای به خود تردید روا دهد و احتمال وقوع صحنه نبرد نهائی را در جنگهای خیابانی و بعنوان تنها راه سرنگونی رژیم از سوی مردم ایران ببیند , درهیبت مدافع جهانی شدن نئولیبرالی مبتنی بر اشغال نظامی ظاهر شده و به غسل تعمید برنامه های تعدیل ساختاری که همان خصوصی سازی ها , کنترل زدائی ,بیکارسازی ها می باشد, می پردازد.براستی آقای سرکوهی ازکدام ارزشها دارد دفاع می کند .ارزشهائی که براین باور بوده وهست که این تنها مکانیسم بازار است که باید برسرنوشت بشر حکومت کند ؟ این نه جامعه بلکه اقتصاد است که باید قواعدش را برجهان دیکته کند؟ اقای سرکوهی می خواهد نئولیبرالیسم را که دولتهای رفاه پس از جنگ جهانی را در تابوت کرده و اقتصاد کشورهای آمریکای لاتین را به نابودی کشانده و آلودگی محیط زیست را به معضل عمده جهان امروز تبدیل کرده است به عنوان شاخص حقوق بشر به بازار عرضه دارد و آنگاه فریاد آورد مردم بشتابید که راه رستگاری را یافته ام و اینست بهشت موعود که در کتابها از آن سخن رفته است.آقای سرکوهی آیا نمی داند که تهی کردن مردم از آرمانخواهی و ایجاد ترس و وحشت در آنان در صورت گذار به رادیکالیسم , تبلیغ همان سیاست شاگردان لوئی اشتراوس و بازهای کابینه آقای بوش است ؟ آیا وی نمیداند که طرفداران جهانی شدن نئولیبرالی شمشیر ها را از رو بسته و حکم می کنند که چه کسی حق حیات دارد و یا ندارد؟
آقای سرکوهی در این رهرو علاوه بر به هیچ انگاشتن مبارزات صد ساله اخیر مردم ایران در راه آزادی و برابری و به سخره گرفتن این مبارزات ,آشکارا دارد چالش موجود میان صدها و صدها هزار منتقد جهانی سازی با نئولیبرالیسم را نیز نادیده می گیرد.آقای سرکوهی در هنگامه ائی که آکسیونهای سراسری و مردمی بر علیه جنگ و در دفاع از صلح انجام می گیرد و همه خبرها از تشکیل فوروم های اجتماعی جهانی بر علیه جهانی سازی و شکنندگی این تئوری گواهی می دهند و همگان شاهد اوج گیری جنبشهای اجتماعی متنوع در مخالفت با این پدیده از طریق همان انترنت و وسائل ماهواره ای که دریچه ای بسوی جهان پیرامون بروی مردم کشورمان گشوده است و ایشان نیز انصافا از این وسائل بعنوان شکننده دیوار سانسور یاد کرده اند, هستند, از دستاوردهای نئولیبرالیسم سخن گفته و در پرتو آن امید به تغییرات مسالمت آمیز را به آیه ای مقدس تبدیل می کند . آقای سرکوهی مطمئن باشید که اگر دلخوشید که جوانان ایران و همه آنانی که براثر انقلاب در عرصه اطلاع رسانی به فراگیری زبان انگلیسی روی آورده اند تا با عینک شما , اخبار پیشروی کشورهای معظم سرمایه داری را دنبال می کنند ,دچار اشتباهی فاحش هستید. شما دارید آشکارا به خودتان و به مردم دروغ می گوئید. آنجا که می نویسید :"پس از پایان جنگ سرد و رفع خطر کمونیسم, حکومتهای استبدی از حمایت کشورهای غربی محروم شده اند."اگر اینگونه است حمایت از طاعون طالبان در افغانستان , مشرف ها در پاکستان , کریموف در ازبکستان و حمایتهای میلیاردی از دولتهای فاسد ترکیه و اکثریت جمهوری های ماورای قفقاز و حتی همین ایران خودمان توسط آمریکا و دیگر متحدانش از چه جنسند ؟ حکومتهای این کشورها را قدم به قدم به "ایدئو لوژی آمریکائی" مسلح کرده اند تا به جان مردم کشورهایشان انداخته و از این طریق به بی خانمانی و آوارگی آنان سرعت بیشتری بخشند. و آنگاه شمااز ارزشهای غرب یاد می کنید.آیا این شرم آور نیست ؟
آقای سرکوهی که در کشور آلمان زندگی می کند ممکن نیست که نداند برسر مردم آلمان شرقی سابق و پس از اتحاد دو کشور آلمان چه آمده است. براستی کشورهای بلوک شرق سابق, رشد فحشاء , بیکاری , رشد سرسام آور نئونازیسم و نابودی همه دستاوردهای اجتماعی خود پس از فروپاشی "اردوگاه واقعا موجود سوسیالیستی " را مدیون کدام سیاست جهانی هستند ؟از نظر آقای سرکوهی , بیشک جهانی شدن سرمایه نمی توانسته و نمی تواند حاصل چنین سیاستی بوده باشد چراکه وی چند سطر قبل از این گفته است که جهانی شدن یعنی گسترش بازار آزاد و لیبرالیسم ,که رعایت حقوق بشر از عناصر و ابزار بارز آن است.بنابراین شاید در یک چشم بندی دیگر مسئول همه این مصائب همه آنانی باشند که با لیبرالیسم و دموکراسی دشمنی می کنند.این دشمنان کس و یا کسانی نیستند مگر چپ سنتی و بنیاد گرائی اسلامی که در پیوند با یکدیگر و درنزد مردم اکنون به ضد ارزش تبدیل شده اند.آقای سرکوهی برای اثبات انقلاب مخملین و بهشت موعود خود تجربه کشورهای بلوک شرق را بهترین نمونه دانسته اند . کشورهائی که از چاله رژیمهای استالینی سابق در آمده و به چاه کشورهای سرمایه داری افتاده اند.
آقای سرکوهی و گرایش ایشان درست در موقعیتی که پروژه "اصللاحات واقعا موجود" توسط خود اصلاح طلبان به گور تاریخ سپرده شده است و بقایای آنان یا در ولایت فقیه ذوب گردیده و یا در زیر تیغ سرکوب قرار گرفته اند و وظیفه دفاع از حقوق انسانی اصلاح طلبان پرتاپ شده از قدرت و جلوگیری از سرکوبشان نیز سرانجام برعهده چپ جمهوریخواه و رادیکال خواهد بود , سربلند کرده و می خواهد مردم ما را از چاله ائی به چاله ائی بسیار عمیق تر رهنمون گردد.
نه آقای سرکوهی متشکریم .انقلاب ابریشمین شما سرابی بیش نیست. چرا که شما بر حقیقت خاک پاشیده اید. شما به جای کمک به شکلگیری تشکلهای مستقل اکثریت کارگران و زحمتکشان جامعه ما برای نبرد با ارتجاع سیاه جمهوری اسلامی , که همگان آرزومند وقوع مسالمت آمیز و مدنی آن هستند ولی رویاروئی مستقیم و قهر آمیز را نیز گریزی نیست , امید این مردم را ,با نسخه های آزموده شده خود , به پای ایدئولوژی نئولیبرالیسم ریخته و ذبح می کنید. کارگران خاتون آباد شما را نمی بخشند.


انتخابات در ایران : کودتای پارلمانی
مندرج در سایت انترنتی استاندارد. 16 فوریه 04
مردم در صورتی که روحانیت تصمیم بگیرند , می توانند خیلی چیزها داشته باشند .
استاندارد با جمله فوق به بررسی مسائل ایران و آنهم 4 روز مانده به انتخابات مجلس پرداخته و می نویسد :" با وجود تبلیغات گسترده جناح محافظه کار, از تب وتاب انتخاباتی در ایران خبری نیست . اصلاح طلبان هم گویا از ابراز اینکه بازنده انتخابات پیش رو هستند , مسئله ائی ندارند ولی از صدور هرگونه بیانیه رسمی خوداری می کنند ." به نظر این سایت انترنتی تنها برخی از گروههای حاشیه ائی هستند که مردم را به شرکت در انتخابات فرامی خوانند .
استاندارد در ادامه می نویسد بیش از 46 میلیون نفر واجد شرائط رای می باشند که ازمیان آنان 7 میلیون نفر برای اولین بار به پای صندوقها رفته ومی توانند رای دهند .به عقیده این سایت نظرسنجی ها نشان می دهد که درصدافرادی که درانتخابات شرکت خواهند کرد چیزی در همان حدودی است که در انتخابات شوراها شرکت کرده اند.:"در این انتخابات تنها 11% درصد از مردم تهران به پای صندوقهای رای رفته و همین امر منجر به پیروزی محافظه کاران شده بود .بنابراین به نظرمی رسد که اینبار نیزشاهد حضور همین مقدار ,یعنی چیزی در حدود 10 الی 15% ,باشیم."
استاندارد آنگاه با اشاره به آخرین آمار انصراف دهنده گان از کاندیداتوری مجلس که بالغ بر 607 نفرمی شود وبا اشاره به روند بحران انتخاباتی , تحصن و استعفای نمایندگان ردصلاحیت شده مجلس,فراخوان آنان به تحریم انتخابات را خاطرنشان شد .
استاندارد آنگاه به نقل از نمایندگان کنونی مجلس خاطرنشان می سازد که این انتخابات کاملا یکجانبه بوده و از هم اکنون 155 کرس نمایندگی به محافظه کاران تعلق دارد .این تصویر از وضعیت کنونی به نقل از یک اصلاح طلب به یک کودتای پارلمانی تشبیه شده است
استاندارد در پایان این مقاله به نقل از مصباح یزدی می نویسد :" مردم می توانند خیلی چیزها داشته باشند ,تصمیم نهائی در این مورد اما در دست روحانیت قرار دارد .


تجمع اعتراض‌‏آميز وبلاگ نويسان فارسي و دانشجويان
50 نفر از دانشجويان و وبلاگ نويسان فارسي در اعتراض به روند برگزاري انتخابات در مقابل درب غربي كاخ سعدآباد، (نزديك ساختمان حافظيه رياست جمهوري) تجمع كردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري كار ايران، ايلنا، تجمع كنندگان با در دست داشتن پوسترهاي سفيد و فاقد هرگونه نوشته‌‏اي خواهان پاسخ گويي رئيس جمهور، در مورد علت اجراي انتخاباتي كه آن را غيرقانوني خوانده‌‏اند، هستند.
اين افراد همچنين با ارسال نامه‌‏اي سفيد و فاقد هرگونه نوشته خطاب به رئيس جمهوري، مراتب اعتراض خود را به وي اعلام كردند.
اين نامه به امضاي 115 نفر از دانشجويان و وبلاگ نويسان فارسي رسيده است.
پلاكاردهايي در دست تجمع كنندگان وجود دارد كه در آنها آمده است؛ "چه بگويم كه ناگفتنم بهتر است"، "سكوت سرشار از ناگفته‌‏هاست"، "سكوت علامت رضا نيست"، "خط قرمز خاتمي كجاست؟" و "خاتمي تو ديگر چرا" .
بر اساس اين گزارش تجمع كنندگان پس از 45 دقيقه با قراردادن پوستر‌‏هاي خود در مقابل درب كاخ سعدآباد محل تجمع را ترك كردند .
گفتني است كه حفاظت نهاد رياست جمهوري از عكسبرداري ، عكاسان رسانه‌‏هاي داخلي و خارجي ممانعت مي‌‏كرد .

جستجو در گوگل„





درباره خودم

» بهرنگ ریاحی
» آلمان
» تماس با من
» مقالات من






پیوندها

» سایت خبری راه کارگر در Facebook
» نوآوران
» وبلاگ محمد رضا شالگونی
» راه کارگر
» ارژنگ بامشاد
» شعروبیشتر
» رادیو ندا
» مینا اسدی
» رادیو آوا
» زهرا
» سیپریسک
» لیست وبلاگهای به روز شده
» زیتون
» دیدگاه
» صدای ما
» نشر بیدار
» آوای آشنا
» روشنگری
» گزارشگران
» رادیو برابری
» رادیو همبستگی
» کلبه سیاسی
» رادیو صدای کارگران



آخرين نوشته‌ها

 

بایگانی

وبلاگ