اکنون آشکار شده است که آرستید , رئیس جمهور منتخب مردم هائیتی , کشوری در نواحی کارائیب , توسط آمریکا وبا یک کودتا سرنگون شده است . نیروهای آمریکا وی را ربوده و به آفریقای مرکزی تبعید نموده اند . مصاحبه سایت انترنتی "دموکراسی ناو" با خانم ماکسینه واترز , نماینده کنگره آمریکا , که جزئیات مکالمه تلفنی خود با آرستید راافشاء کرد , ضربه سنگینی بر پیکر دولت آمریکا وارد آورد . آرستید در این مکالمه تلفنی گفته بود " به جهان بگوئید که آمریکائی ها من را ربوده و وادار به استعفاء کردند." این افشاگری , همچنین تلاش طیف وسیعی از وسائل ارتباط جمعی جهان را , که ناآرامی های چندین روزه هائیتی را از منظر دیگری به تصویر می کشید ند , ناکام و رسوا کرد . اینان بحران این فقیرترین کشور جهان را , آنگونه که باب میل سرمایه بود , ناشی از وجود دیکتاتوری به نام آرستید دانسته و با غیردموکرات خواندن وی و گو اینکه به امید مردم این کشور خیانت کرده است و به همین دلیل باید به خواست اپوزیسیون و اکثریت مردم گردن نهد وکنار رود , برای هیئت حاکمه آمریکا ونومحافظه کاران تجاوز کار آن , راهها راهموارتر کرده و این فرصت را فراهم آوردند تا آنان بتوانند به خرابکاری ها و مداخلات آشکار خود در سایر کشورهای جهان , چهره ائی باورمندانه بخشند.
ماجرا اما چیست ؟
آرستید , کشیش سیاهپوستی است که در سال 1990 با اکثریت آرای مردم در انتخابات پیروز گشته و به دیکتاتوری نظامی و خشن دوآلیه پایان داد . هنوز چندماهی از به قدرت رسیدن وی نگذشته بود که بوسیله یک کودتا , که توسط سازمان سیاه حمایت می شد , سرنگون گشت . سه سال حکومت سرکوبگر و نظامی از سوی حاکمان جدید , حاصلی جز خانه خرابی و بحران اقتصادی بیشتر برای هائیتی نداشت . افزایش مهاجرت مردم هائیتی به آمریکا, پیشگیری از سیل مهاجرت گسترده را در دستور کار بیل کلینتون قرار داد . وی علیرغم مخالفتها و انتقادهای شدید محافظه کاران جمهوری خواه , آریستید را مجددا و در سال 1994به قدرت باز گردانید .
جمهوری خواهان نومحافظه کار آمریکا که با چنین اقدامی در اساس مخالف بودند تلاش گسترده ائی رابرای سرنگونی آرستید , رئیس جمهور اولین جمهوری سیاه پوست آمریکای مرکزی و به لحاظی فقیر ترین کشور جهان , سازمان دادند . بازهای آمریکائی از جمله " جس هلمز" , سناتور سابق, در چهره آرستید , فیدل کاستروی دیگری در کارائیب و حیاط خلوت خود تصور می کردند . همینها بودند که با فشار بروی بیل کلینتون , وی را از ادامه حمایت از آرستید و ماندن در هائیتی , تا زمان تثبیت اولیه , باز داشتند . نیروهای آمریکائی پس از مدت کوتاهی نیروهای خود را از هائیتی خارج نمودند . حاصل همه کمکهای آمریکائی در آنزمان و در راه بازسازی کشور تنها محدود به ایجاد یک خیابان آسفالته 8 مایلی بود . عدم کمک و حمایت دولت کلینتون , سرباز زدن سازمان تجارت جهانی و بانک جهانی از دادن اعتبارات مالی , بدلیل اینکه آرستید از همکاری در عرصه تعدیل ساختاری کوتاهی می کند و مهمتر از همه حمایتهای گسترده سازمان سیا در راه ایجاد وتقویت به اصطلاح "اپوزیسیون " هائیتی , که از طبقات مرفه و ثروتمندی تشکیل می شوند و با دیکتاتور سابق , دوآلیه در ارتباط مستقیم هستند , به خانه خرابی , فقر و بحران اقتصادی ابعاد بی سابقه ائی بخشید . با این وجود آرستید وحزب وی , " فان- می- لاوالاس " موفق شد ه بود تا در انتخابات پارلمانی سال 2000 این کشور و همچنین انتخابات ریاست جمهوری اکثریت خیره کننده ائی کسب نماید . وسائل ارتباط جمعی آمریکائی به این دلیل که معتقدند انتخابات از سوی " اپوزیسیون " تحریم شده و مشروعیت ندارد , به تبلیغات وسیعی بر علیه آرستید دست زدند. واقعیت اما این بود که اولا آنها اگر هم قصد شرکت در انتخابات را می داشتند , شکست می خوردند. دوما آنها اساسا نیازی به شرکت در انتخابات نداشته اند چرا که با روی کار آمدن محافظه کاران در آمریکا آنها همه امیدهای خود را به ساقط کردن آرستید توسط آمریکای جورج بوش گذاشته بودند . تیم جورج بوش همه کمکهای ارسالی به هائیتی را متوقف کرده و به بهانه اینکه انتخابات برگزار شده عادلانه نیست و آرستید مجبور به همکاری با اپوزیسیون برای برگزاری انتخابات جدید می باشد , در یک قلم, 500میلیون دلار کمکهای انسانی و ضروری سازمانهای بین المللی را مسدود کرد . تراژیک و یا بعبارتی کمدی در آن بود که در تمامی این مدت آرستید همواره آماده همکاری با اپوزیسیون بوده است ولی آنها بودند که همواره از آن سرباز می زدند و شرائط برای برگزاری انتخابات را بدلیل مسائل امنیتی مساعد نمی دانستند. کشوری که درهای همه گونه روابط دوجانبه و چند جانبه مالی برویش بسته است و بدلیل سیاستهای بغایت ارتجاعی گذشته امکان هرگونه رشد و توسعه در عرصه داخلی را برویش بسته اند و شکوفائی ندارد , مسلما به دامان یک بحران مزمن اقتصادی سقوط کرده و پاسخ گوی نیازهای جامعه نمی تواند باشد . فشار روز افزون آمریکا برای استعفای آرستید و تشویق اپوزیسیون به بکارگیری یک خشونت تمام عیارنشان داد که برای آمریکا چگونه ممکن گردیده است که یکی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین را نه تنها به سقوط و نابودی بکشاند , بلکه حکومت انتخابی آن را نیز سرنگون نماید . سیاستی که با برنامه ریزیهای انجام گرفته و دیر پا ی آمریکا در ونزئولا احتمالا به یک کودتای تمام عیار و سقوط چاوز منجر خواهد شد .
آلترناتیو حکومتی آمریکا در هائیتی کیست ؟
گای فیلیپ , فرد کلیدی شورش های مسلحانه اخیر در هائیتی , یکی از مهره های آمریکائی است . فیلیپه که اکنون و پس از سقوط آرستید برقدرت و ارتش سرکوبگر پایتخت هائیتی , پورت- آو- پرینس , تکیه می زند , سابق بر این رئیس پلیس یکی از نواحی پایتخت بود و بارها از سوی سازمانهای حقوق بشر به نقض وحشیانه حقوق بشر متهم شده است. وی همچنین متهم است که به یکی از آکادمی های پلیس این کشورحمله کرده و به کشتار دست زده و در کودتای ناموفقی در دسامبر سال 2002 نیز دست داشته است . "گای" قدرت طلبی است که سرمشق و نمونه انسان کامل خود را دیکتاتور سابق شیلی , اگستو پینوشه می داند و پس از او رولاند ریگان قبله عالم وی است . سایت انترنتی " دموکراسی اکنون " گزارش داده است که فیلیپ قصد دارد که نخست وزیر سابق این کشور , ایون نپتون , را دستگیر نماید .اخبار حاکی از آن است که هواداران وی تا کنون منزل وی را به غارت برده اند و وی تحت تعقیب قرار دارد . در بندر هائیتی از هم اینک موجی از کشتار و اعدام براه افتاده است .
وحشتناک در پشت يک
داستان فولکلوريک
سوسن آرام
http://www.roshangari.com/
حالا گويا حل معمای بمب هايی که هر روز در اين يا آن گوشه جهان منفجر ميشود و جان هزاران نفر شهروند غير نظامی را ميگيرد آسان شده است، از عربستان تا ترکيه ، از بالی تا افغانستان و عراق ، هر وقت که انفجاری مردم را به خاک و خون ميکشد، انگشت ها به يک اسم اشاره ميکنند: القاعده .
اما القاعده چيست؟ آيا بن لادن و ملا عمرند، که شبکه مخوفی به اين عظمت به راه انداخته اند که قدرت نظامی و پليسی عظيم نظم بين المللی نه تنها نميتواند آن را در هم بشکند، بلکه حتی قادر به شناسايی آن هم نيست؟ يا آن ها جانشينانی دارند که چنين قدرت عظيمی به دست آورده اند؟
موسسات گوناگونی در کشورهای مختلف اروپا و در آمريکا در اين مورد تحقيق ميکنند که نظريه های گوناگونی هم در اين مورد ارايه ميدهند. بعضی ميگويند القاعده اکنون ديگر به صورت يک مرکز مشاوره عمل ميکند و خود عملياتی انجام نميدهد. ديويد کلاريج رئيس موسسه يانوسيان لندن ميگويد القاعده اکنون دارای يک نسل دوم است که هم از نظر ساختاری و هم از نظر انگيزه با سازمان مادر متفاوت است. او اضافه ميکند احتمال دارد يک هسته ای از القاعده اوليه باقی مانده باشد، ولی اين هسته ديگر فعاليت ميدانی ندارد.
برخی ديگر ميگويند بقايای القاعده به صورت يک " مدرسه ترور " عمل ميکند ، به اين ترتيب که بعضی عمليات را تاييد کرده و اجازه ميدهد گروه های مستقل زير نام ترسناک القاعده آن را به انجام برسانند. اما اين گروه ها خود مستقلا در مورد چگونگی و زمان عمليات تصميم ميگيرند.
برنت جرج تام متخصص مسائل امنيتی در آلمان ميگويد القاعده اکنون شبکه شلی است که از تقريبا سی گروه مستقل اسلامی تشکيل شده است که در کشورهای مختلف پراکنده اند و به همين علت دستگيری آن ها دشوار است.
اين نظرات البته تنها فرضيه هايی هستند استوار بر شواهدی پراکنده که صاحب نظران مختلف بسته به گرايش و" وظايف" خود آن ها را به شکل های مختلف جمع بندی ميکنند. اما اين شواهد در يک نکته مشترکند: تفاوت القاعده ای که درجريان حادثه مهيب يازده سپتامبر به جهان معرفی شد و با بن لادن و ملا عمر معرفی ميشد و " القاعده" ای که امروز انگشت آن پشت عمليات کشف ميشود.
در حقيقت برخی از کارشناسان در مورد چيزی هشدار ميدهند که اگر واقعيت داشته باشد از القاعده وحشتناک تر است، و متاسفانه شواهد نشان ميدهد که آن چه اين کارشناسان از آن ميترسند به حقيقت نزديک تر است. آن ها ميگويند داستان رسانه ای و " فولکلوريک " که از القاعده ساخته شده است اين واقعيت را مخفی ميکند که اين نه القاعده به مثابه يک سازمان، بلکه انگيزه های نظری ، شيوه تفکر و عمل آن است که بر متن شرايط کنونی جهان ، شبکه ای از نيروهای تازه نفس ايجاد ميکند که دايم تکثير ميشود و گسترش می يابد؛ و تا اين شرايط دوام دارد، نه ميتوان جلوی گسترش آن را گرفت و نه ميتوان آن را به " دام" انداخت.
اين حقيقت اگر قابل " دستکاری" باشد، باز هم وحشتناک تر ميشود. و متاسفانه قابل دستکاری هم هست. از آن جا که نتيجه عمل اين شيوه تفکر و " تاکتيک" به ريختن مرزها از طريق کشتار انسان های بی گناه منجر ميشود، و از آن جا که اين " شبکه " ای است درست بر عکس نام اش بی قاعده و بی در و پيکر ، هر نيرويی که هدف نامقدسی داشته باشد ميتواند "درون" شبکه باشد و همراه آن به اعمال نامقدس دست بزند.
از اين روی است که با هر ترور بزرگ انواع تئوری های توطئه م شکل ميگيرد که عليرغم اين که متضاد هستند، همه آن ها ميتوانند منطقی باشند. مثلا اگر در عراق شيعه و سنی به جان هم بيفتند و يک جنگ داخلی بزرگ باقی مانده های کورسوی اميد در اين کشور را ببندد برندگان احتمالی چه کسانی ميتوانند باشند؟ هر يک از اين ها بسته به زور و "کارت بازی" و کمی شانس ميتواند برنده باشند: القاعده ، که شيعه های موتلف آمريکا را ميزند و بنا بر طرح خود عراق را برای آمريکا غير قابل حکومت ميکند؛ آمريکا، که ميتواند در اوضاع آشفته جنگ داخلی طرح های خود را معقول جلوه دهد؛ اسرائيل ، که وقتی يک کشور بزرگ عربی به نابودی کشيده ميشود، هدف اش بر آورده و نقش اش در منطقه و جهان تقويت ميشود ؛ و بالاخره جمهوری اسلامی که ميخواهد به عنوان يک مهره مهم راهبر شيعيان عراق به جلوی صحنه رانده شود.و بعد از هر حادثه مهيب اغلب هريک از اين ها انگشت اشاره را به طرف ديگری ميگيرد.
بازنده اين بازی مرگ و خون مردم اند که هم ترور و هم " جنگ با ترور"، هستی آن ها و شرايط هستی آن ها را زير ضرب گرفته و به طرف هرکدام که بچرخند سيلی ميخورند. و تا زمانی که القاعده "يک داستان فولکلوريک" باقی بماند و مردم اجازه بدهند که با آن ها مثل عوام رفتار شود، چنين خواهد ماند.
سرويس اخبار خارجی ايتنا - «Netsky-D» كرم تازه كامپيوتری كه از طريق ايميل منتقل میشود، به گفته متخصصان امنيت در حال انتشار است.
به گفته متخصصان، ردگيری اين ويروس كه در نامههای الكترونيكی با عناوين متعددی ظاهر میشودد دشوار است. اين عناوين نامهها از جمله: "re:details" يا "re:here is the document" است.
به گفته يكي از متخصصان كه مشاور ارشد شركت Sophos Plc است، اين ويروس در ايميلهايي با يك فايل ضميمه با فرمت pif منتشر شده است.
به گفته او، متخصصان معتقدند كه ويروس تازه، به بزرگي ويروس MyDoom كه كاربران فراوان، و همچنين سرورهای شركت مايكروسافت را هدف قرار داد نيست، ولی سرعت انتشار و آلوده سازی فوقالعادهای دارد.
به محض باز شدن، فايل pif به سرعت خود را تكثير میكند، و سرعت كامپيوتر را كاهش داده و پهنای ارسال ايميل را اشغال مینمايد.
توصيه اين كارشناس، مانند غالب اوقات، پاك كردن فايلهای pif رسيده در ايميلهاست.
بنا به گفته شركت Sophos كه در زمينه ارائه نرمافزارهای آنتیويروس و آنتیاسپم فعاليت میكند، Netsky-B كه نسخه پيشين ويروس تازه است، پس از ويروسهای MyDoom-A و Sober-C بدترين ويروسهای ماه فوريه است.
Aristide: "I did not resign- I was abducted by the United States in the commision of a coup!"

"Democracy Now
پروتکل مصاحبه خود با خانم ماکسینه واترز , نماینده کنگره آمریکا,را منتشر کرده است .
" سایت انترنتی دموکراسی ناو " در این ارتباط می نویسد :" آقای آرستید در یک مکالمه با یک تلفن دستی که توسط فرد و یا افرادی در اختیار او گذاشته شده بود به مخاطب خود اطمینان داد که استعفاء نداده است .او گفت که فرستادگان ویژه آمریکائی وی را تهدید کرده و او را با خشونت بسیار ربوده اند .وی گفت که به جهان بگوئید که این یک کودتا بوده است .
بسیاری از افراد مورد اعتماد جان - برتران- آرستید که با وی گفتگو کرده اند در پاسخ به دموکراسی ناو ,ربوده شدن و ی را تائید کرده اند .
و اینک متن کامل گفتگوی تلفنی آمی گود مان , از سوی دموکراسی ناو , با خانم ماکسینه واترز .
الو . اینجا آمی گود مان . خانم واترز لطفا به ما بگوئید در مکالمه تلفنی تان با آقای آرستید چه چیزهائی رد وبدل شد؟
ماکسینه واترز : بله , آقای آرستید خیلی اصرار داشتند که من این پیامش را به گوش جهانیان برسانم .او اکنون در آفریقای مرکزی است .محلی که وی در آن نگهداری می شود , معروف است به رنسانس .او اصلا مطمئن نیست که آیا این محل یک خانه است و یا یک هتل .او اکنون در محاصره نظامیان است .او اما اعتقاد دارد که این محل مطمئنا یک زندان است .او گفته که او را ربوده اند و به وی اجبار کرده اند که هائیتی را ترک گوید . گویا سفارت آمریکا دیپلماتهای خود به سرپرستی اقای مورنو , که احتمالا مسئول سفارت نیز بوده , را به خانه آرستید می فرستند و به وی امر می کنند که صریحا کشور راترک کند .انها همچنین به وی گفتند که اگر این کار را نکنی کشته خواهی شد چرا که " گای فیلیپه " و نیروی دریائی آمریکاه در راه " پورت - تاو - پرینس هستند و احتمال کشته شدن بسیاری از مردم هائیتی می رود اگر شما تسلیم نشوید.آنگاه آنها آرستیدرا به همراه همسرش , میلد رد , و داماد و دو تن از محافظینش به همراه بردند .پس از یک توقف کوتاه در" آنتی گوا " , یک پایگاه نظامی و پروازی چندین ساعته هوائی در محلی که اکنون در آن بسر می برند آورده شدند و از سوی افرادی که به زبان فرانسه سخن می گفتند مورد استقبال قرار گرفتند .آقای آرستید می گوید برایشان درمحلی که آنها در آن نگهداری می شوند, هیچگونه آزادی معمولی وجود ندارد . مجموعه مکالمه تلفنی من با آرستید حدود 15 دقیقه به طول کشید .آنچه که آقای آرستید مرتبا تکرار می کرد این بود که این یک توطئه آمریکائی بوده و وی را ساقط کرده اند.من به آقایآرستید گفتم که هر کاری از دستم بیاید در این ارتباط خواهم نمود .
آمی گود مان : ایا آقای رئیس جمهور گفت که استعفاء داده است ؟
ماکسینه واترز : نه او استعفاء نداده . او گفت که وی را شکار کرده اند .و این یک کودتا است .
آمی گود مان : بسیار خوب خانم واترز , نماینده کنگره آمریکا , جمع بندی کنیم . شما هین الان با آرستید تلفنی صحبت کردید و می گوئید که خود آرستید معتقد است که در آفریقای مرکزی بسر می برد .
واترز : بله کاملا درست است .او توسط افسرانی که به زبان فرانسوی سخن می گفتند دوره شده است و محل اقامت وی نیز رنسانس نام دارد .
آمی گود مان : بسیار خوب . اکنون شما بطور مشخص چه کار خواهید کرد ؟
واترز :من اولین کاری که می کنم با وزارت خارجه مان تماس خواهم گرفت تا آنها برایم روشن کنند که قصد دارند که با وی چکار کنند .آیا قصد دارند که وی آنجا بماند و یا اینکه او را به یک کشور دیگر بفرستند .ما به انها خواهیم گفت که اجازه دهند تا ما با وی دیدار کنیم .
آمی گو مان :ما شنیده ایم که وی را با دستبند بسمت هواپیما برده اند .آیا درست است ؟
واترز:من نمی دانم .او چیزی به من نگفت .او فقط بمن گفت که وی و همراهانش توسط آقای مورینه مشایعت شده اند و نیروی دریائی آمریکا نیز همراهش بوده اند .آنها همیشه تاکید می کردند که آقای آرستید شما باید بروید .شما انتخاب دیگری ندارید .اگر این کار را نکنید بسیاری کشته خواهند شد .
گود مان : صدای او چطور بود ؟
واترز : صدای او خیلی نگران بود وتا حدی خشمگینانه . او خیلی اصرار داشت تا جهان از این ماجرا خبردار شود .
خانم واترز در پایان در این مصاحبه گفت :" من فکر می کنم که مردم کشور هائیتی اگر باخبر شوند که کشور ما یک کودتا را سازمان داده است, بسیار بسیار ناراحت خواهند شد. آنهاناراحت خواهند شد که حکومت انتخابی شان را از کار برکنار کرده اند .بنظر من مردم هائیتی باید ساکت ننشینند . از طریق فاکس و مطلع کردن مطبوعات و براه انداختن کارزارهای دیگر ,همه این اطلاعات را عمومی کنند .[keep the information flying in the air].......
ما باید همچنین در خواست کنیم که آقای رئیس جمهور باید به سر کار خود بازگردد . اگر وی تمایل به آن دارد . اگر به یاد داشته باشید , میدانید که چه کودتائی برعلیه چاوز , رئیس جمهورونزئولا انجام دادند .ولی چاوز عقب نشینی نکرد و مجددا ریاست جمهوری خود را باز پس گرفت . بنظرم ما باید برای اینکار کار ازآرستید حمایت کامل کنیم .
آمی گود مان : بسیار بسیار ممنونیم از شما , خانم واترز
برلين ، ايرنا : ۱۲ اسفند۱۳۸۲ برابر با دوم مارس ۲۰۰۴
عضو شوراى سردبيرى روزنامه رسالت گفت : من فکر مى کنم که پرچم آزادى و
اصلاحات در ايران ، در مرحله بعدى ، در دست محافظه کاران ميانه رو خواهد بود.
"امير محببيان " در گفت وگو با روزنامه آلمانى "تاگس سايتونگ " افزود :
چنانچه اصلاح طلبان خود را از نو سازماندهى کنند، مى توانند به عنوان يک
رقيب جدى در صحنه انتخابات آينده رياست جمهورى ايران ظاهر شوند.
وى با بيان اينکه اصلاح طلبان در دوران قدرت دچار يک اشتباه اساسى
شدند، گفت : آنها موضعى همچون دشمنان نظام اسلامى اتخاذ کردند و به اين
دليل، سيستم نيز به دفاع از خود برخاست .
محببيان افزود : نظام اسلامى به اصلاح طلبان اعتماد و اطمينانى ندارد،
اما به ما اعتماد دارد و نمى توان در کنار مشکلات اقتصادى فقط شعار دمکراسى
داد و مدعى شد که همين براى ملت کافى است .
عضو شوراى سردبيرى روزنامه رسالت ، با اشاره به اينکه مشکلات اقتصادى
مردم بايد حل شود، افزود : ما بايد هويت دينى و ملى خود را حفظ کنيم و
نمى توانيم دمکراسى را به عنوان دستور و فرمانى از خارج قبول کنيم .
محببيان با تاکيد بر اينکه محافظه کاران خواستار دمکراسى دينى نه
سکولار هستند، گفت : تلاش خواهيم کرد تا برنامه اصلاحات خاتمى رييس جمهورى
ايران را ادامه دهيم و تشنجات در رابطه با غرب را نيز برطرف کنيم .
عضو شوراى سردبير رسالت ، افزود : جريانهاى فعال در صحنه سياسى ايران ،
در آينده شامل اصلاح طلبان ، راديکالها و محافظه کاران ميانه رو خواهد بود
که طيف آخر، اکثريت مجلس آينده را به عهده دارد.
وى در پاسخ به اينکه آيا نئومحافظه کاران آمريکا در آينده در برابر
روحانيت راديکال ايران قرار خواهند گرفت و يا اينکه واقع گرايان آمريکا
با محافظه کاران پراگماتيک (عملگرا) به بحث و تبادل نظر خواهند پرداخت ،
گفت : من مذاکرات واقع گرايان آمريکا با محافظه کاران پراگماتيک ايران را
محتمل تر مى بينم .
محبيان افزود : ارتباط راديکالهاى دو طرف با يکديگر يک مشکل بزرگ خواهد
بود، اما چنانچه پراگماتيکهاى دو طرف کار را در اختيار بگيرند، دربها
براى مذاکرات ، گام به گام باز خواهد شد.
عضو شوراى سردبيرى روزنامه رسالت گفت : برقرارى مناسبات رسمى ميان
آمريکا و ايران ، دومين گام اساسى دو طرف است ، اما اين مناسبات هنوز بسيار
سرد است .
محبيان افزود : در سومين گام در اين روند، ما مى توانيم مناسبات مطلوب و
همکارى داشته باشيم و ما هم اکنون در اولين مرحله مذاکرات هستيم و گام
دوم زمانى ممکن است که دو طرف عملگرايانه تر برخورد و مذاکره کنند.