همسايه ي خار باشد
دلم براي گل مي سوزد
سايه نا خواسته
به عقد آفتاب در آمده
دلم براي سايه مي سوزد
سوار سياه پوش شب
مدام دوشيزه ي نور را دنبال مي كند
دلم براي نور مي سوزد
و اما تو
گل اگر بودي
همسايه ي ديوار به ديوار خار نمي شدي
سايه اگر بودي
از آفتاب طلاق مي گرفتي
و نور اگر بودي
هرگز فرار نمي كردي
دلم براي تو نمي سوزد
( كژال احمد ، شاعر معاصر كردستان عراق )
در باره عراق میگوید :
شخصا معتقدم که در مورد آمار تلفات آمریکائی ها در عراق اغراق می شود .بنظرم بیشتر تبلیغات است .نظرسنجی ها نشان می دهند که مردم حاضرند , در صورتی که به این نتیجه برسند حق با آنها است ,کشته های بیشتری از آنچه که است را پذیرا باشند .آنها درست که آرزوی تلفات بیشتر را ندارند , اما ...........
* یوری آونری
برگردان: علی یوسفی
نخست وزیر, جنگ طلب است ولی مردم مخالف جنگند . با این وجود اکثریت از همان نخست وزیر حمایت می کند . این با عقل سلیم جور در می آید؟ وضعیت اسپانیا اینچنین بود . وضعیت اسرائیل هم کمتر و یا بیشتر به همین منوال است . چنین شباهتی اما در همین جا پایان می یابد . مردم اسپانیا در انتخابات اخیر نخست وزیرشان را گوشمالی سختی داده و او را از قدرت به بیرون پرتاب کردند . در اسرائیل اما هنوز مردم از نخست وزیرشان حمایت می کنند . اسپانیائی ها وقتی می بینند که یک نخست وزیر در مقابل اراده آنان به کاری دست زده که اکثریت آن را نمی خواهد , خیلی آسان وی را بزیر می کشند. چرا که آنان معتقدند مفهوم دموکراسی چنین است . در اسرائیل چنین چیزی قابل تصور نیست . این اما تنها تفاوت بین این دو کشور نیست . مسلم است که مردم اسپانیا تنها پس از سوء قصدهای انفجاری در مادرید به این نتیجه رسیده اند . واکنش آنها به هیج عنوان با واکنش های معمول در اسرائیل قابل قیاس نیست . مردم اسپانیا پس از حادثه تروریستی از خود سوال کردند : " آنها چرا این کار را کردند ؟ علت اصلی چنین کشتاری چه بوده است ؟ پاسخ منطقی به این سوالات چنین بود : " سیاستهای آزنار ما را به این روز کشاند . " نتیجه : " پس کس دیگری را انتخاب می کنیم . " در اسرائیل مردم چنین سوالاتی را هرگز از خود نمی کنند . آنها علت و معلول تروریسم را طبیعتا به گردن اعراب می اندازند و سیاستهای شارون را اساسا و ابدا در وقوع آنها دخیل نمی دانند . هنگامی که یک حمله تروریستی در نزد ما حادث می شود , منطق به کنار می رود. مردم به جای اینکه عقل شان را به کار اندازند و سوال طرح کنند , فریاد برمی آورند : " مرگ بر اعراب " . آنها حملات تلافی جویانه و انتقام طلب کرده و به دور شارون حلقه می زنند . یک تفاوت دیگرنیز بین ما اسرائیلی ها و اسپانیائی ها وجود دارد . اسپانیائی از این عصبانی هستند که آزنار با توجه به اینکه می دانسته که این حملات از جانب بنیادگرایان اسلامی صورت گرفته, با این حال انگشت اتهام را به سوی " اتا " نشانه رفته است . آنها فکر می کنند که او به آنها دروغ گفته و از این حادثه به نفع رقابتهای انتخاباتی خود بهره گرفته است . آنگاه بود که گفتند : نخست وزیر دروغ بگوید ؟ پس لعنت شیطان بر او.
نخست وزیر اسرائیل اما اگر دروغ هم بگوید مردم بی تفاوت می مانند . آنها می گویند : " آه , شارون دوباره دروغ گفته ؟ خوب که چی ؟ مگه اون همیشه دروغ نمی گه ؟ اصلا چرا باید هیجانی بشیم ؟"
براستی که باید به اسپانیائی ها رشک برد . پس از سالیان طولانی جنگ داخلی وحشتناک , پس ازچندین دهه دیکتاتوری سرکوبگرانه , با وجود این همه حملات تروریستی . احسنت برچنین واکنش عاقلانه ائی . چه بلوغ دموکراتیکی!
و اما یک تفاوت دیگر و تعیین کننده . سال قبل و چند روز قبل از دیدارم از اسپانیا , حزب " مردم " , متعلق به خوزه لوئیس آزنار در یک انتخابات محلی یک پیروزی خیره کننده بدست آورده بود .حزب اپوزیسیون سوسیالیست چنان برزمین خورده بود که بسیاری با تحقیر و برخی با درد و تالم از آن سخن می گفتند . حزبی که ناامیدانه در زیر آوار قرار داشت به یکباره با تعیین یک رهبری کارآ و جدید , خوزه رودریگز زاپاتیرو , و با کمی خوش شانسی , به قدرت رسید .مردم اسپانیا که از آزنار خسته شده بودند , می دانستند که اکنون آلترناتیو عاقلانه تری نیز وجود دارد . در اسرائیل اما چنین شرائطی وجود ندارند . اپوزیسیون اسرائیل , حزب کارگر , هم در زیر آوار است . اما هیچ نشانه ائی از مدرنیسم در آن دیده نمی شود . برعکس , رهبری حزب در دست کسانی است که حاضرند با شیطان ,شارون ,هم ائتلاف کنند تا به قدرت راه یابند .
اسرائیل , موقعیتی سورئالیستی دارد . نظرسنجی ها نشان می دهند که اکثریت بزرگی از مردم از جنگ خسته اند . از خشونت , چه از نوع عملیات انتحاری و چه ترورهائی که از جانب دولت انجام می گیرند , بیزارند . آنها می گویند : خانه سازی ها پس است , اسکان اسرائیلی ها در این آبادی ها بس است . مردم راه حلی را جستجو می کنند که بهای لازم و ضرور نیز پرداخت گردد : پایان اشغال , برسمیت شناختن دولت فلسطینی , پایان دادن به ساخت آبادی ها , سازش عاقلانه بر سر اورشلیم و عقب نشینی به نوار سبز . مردم می خواهند که منابع ملی نه در خدمت جنگ و اشغال گری , بلکه برای رشد اقتصادی , اجتماعی و آموزش و پرورش بکار گرفته شوند .
حال با توجه به همه اینها , چگونه می توان به چنین مواردی واقعیت سیاسی بخشید؟ هیچ قدرتی که اراده سیاسی اش معطوف به دادن پیشنهادی مبنی بر یک آلترناتیو رهبری جدید باشد , وجود ندارد. در اسپانیا وضعیت موقتی حاکم بود که در ادامه خود را اصلاح کرد. در اسرائیل اما بنظر می رسد ما با موقعیتی مداوم روبرو هستیم . از این منظر ما اجازه نداریم فقط نسبت به اسپانیائی ها حسادت کنیم بلکه باید از آنان بیاموزیم . توپ میدان سیاست گرد است و می تواند به یکباره بچرخد. غیرممکن , در صورتی که آدمهای خوبی پیدا شوند , ممکن است ممکن گردد و من همچنان امیدوارم که چنین حالتی در کشور ما نیز ممکن خواهد بود . من هم معتقدم که در صف طولانی افرادی که مستحق سرنوشتی چون خوزه لوئیس آزنار هستند , وجود دارند . از جمله جورج بوش و تونی بلر. من همچنین امیدوارم که فرد چهارمی , آریل شارون , هم جایگاهش در چنین صفی باشد . فردی که صفتش خونریزی و دروغ است و امیدوارم که از قدرت به بیرون پرتاب گردد .
در همین جا ما به دوستانمان در آنسوی اقیانوس ودر اسپانیا می گوئیم : آفرین , آمیگو , آفرین دوستان !
منبع : زد نت
یوری آونری اسرائیلی و مدافع صلح اسرائیل و فلسطینی ها می باشد .وی همچنین خواهان پایان دادن به اشغال سرزمینهای فلسطینی است .
تجمع آخرين جمعه سال در قطعه خاوران
هيچ کس ياد هيچ عزيزی را در سفره اش فراموش نکرد و نخواهد کرد
منبع : سایت روشنگری
کارزار جهانی برای صلح در روز 20 مارس 04
طرح جورج بوش در عراق موردی آزمایشی بود ولی با توجه به مشکلات عدیده بی اعتبار شده است.
با حمله آمریکا به عراق هرچند که جورج بوش توانست استراتژی " جنگهای پیشگیرانه " خود را در ارتباط با یکی از کشورهای موسوم به " محور شرارت " به اجرا بگذارد , اما جستجوی بی ثمر در ارتباط با سلاحهای کشتار جمعی , مشکلات عدیده و بخصوص بازسازی مجدد این کشور , در مردم آمریکا تردید های جدی در مورد "دکترین بوش " ایجاد نمود ه است.
بسیاری از تحلیلگران مسائل خارجی اکنون به این نتیجه منطقی رسیده اند که کار دکترین آمریکا , یکسال پس از حمله به عراق , به اتمام رسیده و برای مدتهای غیرقابل پیشبینی از حملات نظامی برای اشغال دیگر کشورهای محورشرارت , ایران و کره جنوبی , خبری در میان نخواهد بود.
یکسال پس از جنگ اشغالگرانه , " ائتلاف – عراق " لرزانتر از هر زمان دیگر بنظر می رسد . اسپانیا تهدید به خروج از ائتلاف کرد , رئیس جمهور لهستان ضمن ابراز نارضایتی از آمریکا می گوید : آمریکا متحدین را به جنگ کشانیده است . او نیز تهدید کرد تا سال 2005 نیروهای خود را از عراق بازخواهد گرداند .این در حالی است که سه سناتور لهستانی به این اکتفا نکرده و خواهان بازگشت فوری نیروها از عراق شده اند .گفتنی است که خروج لهستان ضربه مرگباری دیگری برائتلاف خواهد بود . چرا که در حال حاضر 9500 نیروی نظامی فرا ملیتی در جنوب و مرکز عراق تحت فرماندهی این کشور قرار دارند . یک عضو برجسته دولت ایتالیا برای اولین بار گفته است که شروع جنگ بنظر من یک اشتباه بود . اکنون از میان نیروهای ائتلاف تنها استرلیا و انگلیس و ژابن سرسختانه از مواضع آمریکا دفاع می کنند . احتمال متلاشی شدن ائتلاف " متحدین " منجر به موضع گیری هر دو جناح دموکرات و محافظه کار در آمریکا شده است . یک عضو جمهوریخواه (Henry Hyde )گفته که پیروزی سوسیالیستها در اسپانیا پیروزی بزرگی برای القائده بوده است . جان کری , کاندیدای ریاست جمهوری این کشور نیز از جنبه ائی دیگر از خروج اسپانیا از ائتلاف انتقاد کرد .
مردم جهان , مخالفین واقعی جنگ , که قبل از شروع جنگ با قدرتمندی هر چه تمامتر به میدان آمده بودند , یکبار دیگر و در سالروز حمله به عراق , برای برقراری صلح و مخالفت با جنگ و جنگ طلبان , قدرت خود را به نمایش گذاشتند . شعار اصلی این کارزار " صلح برای عراق , صلح برای جهان " بود .
انگلستان – به گفته پلیس 25 و به گفته سازماندهندگان 100 هزار نفر برعلیه جنگ " بوش و تونی بلر " در هاید پارک لندن به تظاهرات پرداختند . بروی پلاکارد بزرگی از جورج بوش بعنوان تروریست شماره 1 یک یاد شده بود . دو عضو گروه محیط زیست " گرین پیس " با صعود خود بروی برج ساعت پارلمان انگلیس , نمایشی سمبلیک از اعتراض را به صحنه بردند . آنها بروی یک پلاکاردی نوشته بودند " زمان برای گفتن حقیقت فرارسیده است ." پلیس تنها توانست نظاره گر این صحنه باشد .
ژاپن - در این کشور 30 هزار نفر به خیابان آمده و برعلیه شرکت دولت خود در جنگ به اعتراض پرداختند .آنها می گفتند :" بگذارید بجای بمب , بوش فرو ریزد ."این اکسیون در زیر باران شدید انجام شد .
استرالیا – 3000 هزار مخالف جنگ با حمل شمایل عروسکی نخست وزیر این کشور , جان هاوارد , در یک قفس در خیابانها براه افتادند . این حرکت سمبلیک بدین خاطر بود که توجه عموم به وضعیت یک زندانی استرالیائی در زندان گوانتانامو جلب گردد . یکی از سازماندهنگان استرالیائی , پاملا کوور, در سیدنی گفت :" ظرف 24 ساعت آینده میلیونها نفر در سراسر جهان از حکومتهای خود خواهند خواست تا از کاربرد هرگونه جنگی پرهیز کرده و در عوض صلح را برای مردم خویش به ارمغان آورند ."
ایتالیا – بزرگترین آکسیون ضد جنگ در رم ایتالیا صورت گرفت . سازمان دهنده گان از حضور نیم میلیون نفر در این تظاهرات سخن می گویند . آنها برعلیه برلوسکونی و شرکت وی در جنگ شعار می دادند .
اسپانیا – مخالفین جنگ در این کشور آکسیونی بزرگی , که انتظار می رود دهها هزار نفر در سراسر کشور در آن شرکت کنند , را برای شنبه شب سازمان دادند . آنها در نظر داشتند سیاست دولت راست اسپانیا , که هفته پیش در یک انتخابات پارلمانی شکست سختی خورده بود , را مورد انتقاد قرار دهند. از این تظاهرات هنوز گزارشی بدست نیامده است.
در کره جنوبی , هنگ کنگ , ترکیه , یونان , آلمان و لهستان نیز هزاران نفر درآکسیون های گوناگونی شرکت کرده و به مخالفت با جنگ پرداختند .